علوم سیاسی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - چكيده پاياننامههاى
چكيده پاياننامههاى
رشته علوم سياسى موسسه آموزش عالى باقرالعلومعليه السلام
عنوان: بحران سلطه در ايران معاصر (دوره پهلوى)
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر نجف لكزايى
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر محمود شفيعى
دانشجو: حسن افخمى اردكانى
مقطع: كارشناسى ارشد
با نگاهى گذرا به تاريخ معاصر ايران مشاهده مىكنيم كه هيچ دولتى به طور كامل نتوانسته است كار ويژههاى سه گانه انسجام بين بلوك قدرت، اختلاف بين مخالفان و بسيج ايدئولوژيك مردم را به نحو مطلوبى انجام دهد. گرچه در مقاطع خاص مانند مقطع ١٣٤٢ - ١٣٥٦ گونهاى از ثبات سياسى را شاهد هستيم ولى اين ثبات اسمى و ظاهرى است، چرا كه بر اساس زور و اجبار غير قانونى و تحديد و ارعاب مخالفان به وجود آمده بود و نه بر اساس رضايت افراد جامعه كه مبناى ثبات واقعى در ادبيات سياسى مدرن است. در تأييد اين مطلب مىتوان از تظاهرات سياسى، اعتصابات، حملات مسلحانه، اعدام و زندان كردن مخالفان به عنوان شاخصههاى بحران سلطه در اين دورهها مثال آورد. بنابراين دوره ثبات نيز به گونهاى مصداقى از بحران سلطه است.
به نظر مىرسد زمينه اصلى بحران سلطه، وجود ايدئولوژىها و جريانات فكرى متعارض در ايران معاصر است. اغلب در هر دوره، جريانات ناسيوناليستى، سوسياليستى و اسلامى در مقابل هم قرار گرفته و تمام تلاش خود را در جهت حذف كامل ديگرى از صحنه سياسى و اجراى منويات خود قرار مىدهند، چرا كه هر كدام، افكار و آراى خود را از ديگرى برتر و بهتر مىداند. براى رفع بحران سلطه در ايران شايسته بود جريانات فكرى به بازسازى ايدئولوژىهاى خود پرداخته و آن را در راستاى تأمين منافع ملى تنظيم كنند.
عنوان: مهدويت و آينده سياست (دولت) از ديدگاه شيعه
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر داود فيرحى
استاد مشاور: دكتر عليرضا صدرا
دانشجو: رحيم كارگر
مقطع: كارشناسى ارشد
زندگى انسانها در طول تاريخ همواره با ناملايمات، سختىها و مشكلات جانكاهى (چون جنگ، بىعدالتى، فقر، فساد و...) روبه رو بوده است؛ از اينرو آيندهاى عارى از اين كاستىها، خواسته و آرزوى اصلى انسان بوده است. اديان و مكاتب مختلف، هريك به شكلى درصدد توضيح آينده و چگونگى سياست (دولت) بر آمدهاند؛ مثلاً براى مسيحيت «بازگشت و ظهور عيسى مسيح»، براى فوكوياما «گسترش ليبرال دموكراسى»، براى ماركس «تشكيل جامعه بدون دولت و طبقه» و براى شيعه «ظهور و قيام مهدى موعود» مطرح است. در زمينه دولت مهدوى، سه ديدگاه مطرح است: ١- انتقام گرا و پايان بخش دولتهاى جائر؛ ٢- اقتدارگرا و متكّى به قدرت فيزيكى؛ ٣- دولت اخلاقى. از ديدگاه شيعه، دولت آينده، دولتى اخلاقى مبتنى بر ساختار امامت است؛ يعنى امام مهدىعليه السلام با تشكيل يك دولت اخلاقى، جهان را به كمال نهايى خود مىرساند و در اين راستا به تعالى و تكامل اخلاقى مردم همّت مىگمارند. در اين عصر، مردم از لحاظ اخلاقى و عقلى، تكامل و رشد مىيابند و به سمت هدف و غايت اصلى خلقت (عبادت و عبوديت الهى) رهنمون مىشوند. بر اين اساس، سياست، اقتصاد، فرهنگ و... در راستاى تعالى اخلاقى و تكامل معنوى انسانها قرار مىگيرند و جامعه شاهد شكوفايى و بالندگى خيره كننده و بىنظيرى در همه جنبههاى زندگى خواهد بود.
عنوان: ادراكات اعتبارى و انديشه اجتماعى سياسى علامه طباطبايى
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر داود فيرحى
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر سيدمحمدتقى آل غفور
دانشجو: احمدرضا يزدانى مقدم
رشته: علوم سياسى
مقطع: كارشناسى ارشد
موضوع اين پژوهش، بررسى نسبت ادراكات اعتبارى و انديشه اجتماعى سياسى علامه طباطبايى است. در نظريه ادراكات اعتبارى نظام طبيعت، انسان را به گونهاى قرار داده كه براى تصرف در جهان خارج و تعامل با آن، براساس ادراكات اعتبارى عمل مىكند. ادراكات اعتبارى مولود احساسات درونى بوده و بنابراين دو گونهاند: عمومى و خصوصى. اعتباريات يا در نسبت انسان با ماده خارجى است و يا قائم به جامعه است. بنابراين دو گونه اعتباريات پيش از اجتماع و بعد از اجتماع نيز پيدا مىشود. اين دو تقسيم بندى بر يكديگر انطباق دارند؛ يعنى اعتباريات يا عمومى و پيش از اجتماع هستند و يا خصوصى و بعد از اجتماع. گروه اول ثابت و گروه دوم متغيرند. در عين پويايى مصاديق اعتباريات عمومى و خصوصى، عقلانيت ارزشى خاصى از نظريه ادراكات اعتبارى استنتاج مىگردد كه مىتواند راهنماى تغييرات باشد. از جمله اعتباريات گروه نخست: وجوب، حسن و قبح، انتخاب اخف و اسهل، استخدام و اجتماع، متابعت علم، اعتبار ظن اطمينانى، اختصاص؛ و از جمله اعتباريات گروه دوم: ملك، كلام، رياست و مرئوسيت، امر و نهى، جزا و مزد، مىباشند.
نظريه ادراكات اعتبارى نظريهاى در باب حركت ارادى است و بر تبعيت اراده از علم مبتنى است. حركت نيازمند ماده مناسب و امكان ويژه است. اين امكان ويژه در انسان فطرت ناميده مىشود. غايت حركت استكمالى انسان، فلاح و سعادت است و از آن جا كه موجودى اجتماعى است اين حركت استكمالى و غايت آن با حيات اجتماعى انسان تحقق مىيابد و زندگى اجتماعى نيازمند قوانين است كه در عرف قرآن «دين» ناميده مىشود. دين الهى هم از فطرت انسان نشأت مىگيرد و هم احكام آن مبتنى بر فطرت است.
نسبت فطرت و دين، اجمال و تفصيل است و انسان با عقل عملى فطرى مىتواند به حسن و قبح و مصلحت و مفسده در احكام الهى پى ببرد. آموزههاى وحى با تخاطب با عقل نظرى و عملى، آن را به سلامت فطرى خود باز مىگرداند و توانايىهاى درونى آن را آشكار مىسازد و احكام دين براى مصلحت عقل است. انسان براساس قريحه استخدام درصدد بهره بردن از جهان پيرامون است و از اينرو به اجتماع منزلى و اجتماع تعاونى و مدنى مىرسد. از آن جا كه انسانها از نظر قريحه استخدام مانند يكديگرند، براى تحقق و برقرارى اجتماع، انسان به عدالت اجتماعى منتهى مىشود. معيارهاى تشخيص عدالت، عقل و شرع و عرف است. از انشعابات قريحه استخدام، مالكيت و خانواده است. جنايتها و تجاوزها از فقر مفرط و يا غناى مفرط بوده و راه حل اسلام آزاد گذاشتن مردم، در حدود فطرت، براى توليد و مصرف ثروت و ايجاد تقارب ميان طبقات اجتماعى با توزيع عادلانه و هدايت مصرف است.
خانواده بنياد جامعه مدنى است و دستگاههاى طبيعى انسان او را به توليد مثل از طريق ازدواج و تربيت اولاد هدايت مىكند. از زندگى اجتماعى و عدالت اجتماعى اعتبار مُلك اجتماعى پيدا مىشود كه از آن مردم است. قرآن كريم با مخاطب قرار دادن جامعه براى اجراى احكام، مُلك اجتماعى را براى آنان قرار مىدهد و حكومت اسلامى براساس سيره امامت و مصلحت جامعه و شوراى مسلمين عمل مىكند. اسلام با توحيد و اخلاق حسنه و اعمال صالحه، ضمانت اجراى احكام خود را علاوه بر حكومت اسلامى بر عهده جامعه قرار داده و براى وحدت اعتقادى جامعه، آزادى تفكر در معارف دين و تدبر و بحث و تفكر و اجتهاد اجتماعى و تربيت اخلاقى و هدايت به اعمال نيكو و دعوت و تبليغ را با رعايت ظرفيت عقول در پيش گرفته است.
عنوان: مقايسه حكومت دينى در آراى شهيد مطهرى و شمسالدين
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر داود فيرحى
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر نجف لكزايى
دانشجو: ابوالفضل آژند
مقطع: كارشناسى ارشد
در اين رساله، سؤال اصلى اين است كه: وجوه تشابه و تمايز در انديشههاى شمس الدين و مطهرى راجع به عناصر نظرى و عينى حكومت دينى چيست و اصولاً تمايز اين دو نظريه ناشى از چيست؟ در پاسخ به اين سؤال، ما به دنبال تشابهات اين دو نظريه هستيم تا تمايزات آنها نيز مشخص شود. به همين دليل در اين رساله در مورد اصل حكومت و شكل و ساختار حكومت در نظريات اين دو متفكر تعمق و بررسى كرديم كه در مورد اصل حكومت، هر دو از طرفداران وجود حكومت در جامعه دينى هستند و اعتقاد دارند كه يكى از نيازهاى هر اجتماعى، داشتن حكومت براى نظم و سامان دادن به آن است؛ اما راجع به شكل حكومت در جامعه دينى به ويژه در زمان غيبت معصومعليه السلام، آنچه از نظريه شمس الدين به دست مىآيد انتخاب حاكم و تعيين قلمرو حاكم بر عهده مردم است؛ لذا نظريه ولايت امت بر خويش را مطرح مىكند. ولى مطهرى بر اين اعتقاد است كه رهبرى جامعه از آن ولايت فقيه است كه منصوب از طرف خداست و فقط نظارت بر جامعه دينى را دارد و دخالت در امور اجرايى ندارد و در امور اجرايى انتخاب حاكم به مردم داده شده است. به اين ترتيب هر دو رأى مردم را ملاك مشروعيت حاكميت در زمان غيبت مىدانند. در حوزه شرعى، مطهرى اختيارات ولى فقيه را غير از مسائل شرعى و فتوا در حوزه مسائل سياسى به عنوان نظارت مىداند، در حالى كه شمسالدين تنها اختيار بر صدور فتوا را براى ولى فقيه مىداند و حق دخالت در امور سياسى را نمىدهد.
عنوان: جمهورى اسلامى ايران از ديدگاه امام خمينىرحمهم الله
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر محمود شفيعى
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر نجف لكزايى
دانشجو: زينب يوسفى
مقطع: كارشناسى
نظام جمهورى اسلامى كه امام خمينى براى نظام سياسى پس از انقلاب مطرح فرمود نظامى است كه از دو عنصر جمهورى و اسلامى تشكيل شده است. اين نظام از همان زمان با مخالفتهايى مواجه شد و هنوز برخى معتقدند تركيب جمهورى اسلامى تركيبى نادرست است، چرا كه جمهورى حكومتى از پايين به بالاست، در صورتى كه اسلام حكومتى از بالا به پايين است.
در پاسخ به مسأله فوق اين فرضيه ارائه شده كه حكومت اسلامى حكومت مردم سالارى بر مبناى موازين اسلامى است. اسلام قانون شارع مقدس را بيان مىكند و مردم بر طبق آن قانون، حكومت را تعيين مىكنند.
اين پژوهش در سه فصل به اثبات فرضيه پرداخته است. در فصل اول مباحث مفهومى و تئوريك و مبانى فقهى و كلامى امام خمينى بيان شده است؛ در فصل دوم ديدگاهها و تفسيرهاى مختلف درباره جمهورى اسلامى ارائه شده و در فصل سوم به طور اختصاصى ديدگاه حضرت امام درباره تركيب جمهورى اسلامى آمده است.
از ديدگاه حضرت امام، جمهورى اسلامى حكومتى مبتنى بر قواعد و موازين اسلامى و متكى به آراى ملت است و مشروعيت چنين حكومتى از سوى خداوند است و ولى فقيه از جانب خداوند حق حاكميت بر جامعه را دارد. قانون اين حكومت شريعت اسلام است و مردم در چارچوب قوانين الهى در تعيين سرنوشت خويش شركت مىكنند. مردم در مقام مقبوليت بخشى به حكومت قرار دارند. از ديدگاه امام اسلام نه تنها با جمهوريت در تضاد نيست، بلكه اسلام براى مردم احترام قائل است و شركت مردم در تعيين سرنوشتشان را حق مسلم آنها مىداند. دموكراسى و مردم سالارى حقيقى در اسلام وجود دارد. دغدغه امام در مقابل ديدگاههايى چون جمهورى مطلق، جمهورى ملى اسلامى و جمهورى دمكراتيك اسلامى بود كه يا در صدد حذف اسلام بودند و يا در صدد قيد زدن به آن، و لذا فرمودند: جمهورى اسلامى نه يك كلمه كمتر و نه يك كلمه بيشتر.
عنوان: روشنفكرى و عملكرد آن از ديدگاه مقام معظم رهبرى(مدظلّه العالى)
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر غلامرضا بهروزلك
استاد مشاور: دكتر سيدعبدالقيوم سجادى
دانشجو: طيبه عباسى
مقطع: كارشناسى
پژوهش حاضر در صدد پاسخ به اين سؤال است كه وضعيت روشنفكرى در ايران معاصر از ديدگاه مقام معظم رهبرى چگونه مىباشد؟ در پاسخ به سؤال، اين فرضيه ارائه شده كه از نظر مقام معظم رهبرى، روشنفكرى در ايران به دليل ناسالم بودن و مجذوب غرب شدن روشنفكران اوليه به صورت بيمار متولد شد.
اين پژوهش در يك مقدمه و چهار فصل و يك نتيجهگيرى سازماندهى شده است. در فصل نخست، ضمن توضيح روش تحليل محتوا در رساله، نظر عدهاى از انديشمندان مانند جلال آل احمد، شهيد مطهرى، حسين بشيريه، دكتر شريعتى، مارتين ليپست، كارل مانهايم، ريمون آرون و آنتونيو گرامشى، در مورد روشنفكرى مورد بررسى قرار گرفته است. به طور كلى مهمترين ويژگىهايى كه براى روشنفكران در تعاريف متعدد عنوان شده عبارتنداز: داشتن علم و آگاهى، خلق انديشههاى نو، انجام كارهاى فكرى، شناخت مشكلات جامعه، نقد وضع موجود سياسى - اجتماعى، پشت كردن به سنتهاى بومى، هدايت جامعه به سوى خواستها و علايق و آرمانهاى راستين.
در ادامه فصل اول، به بررسى ادوار تاريخى روشنفكرى در ايران پرداخته شده است كه اين جريان در چهار برهه زمانى يعنى: ١- آغاز تا پايان قاجار، ٢- دوره رضاخان، ٣- دوره محمدرضا شاه و ٤- دوره انقلاب اسلامى، بررسى شده است. در سه دوره اول ريشههاى بيمارى در پيكره جريان روشنفكرى تنيده شده است و در دوره چهارم شاهد يك جريان روشنفكرى سالم هستيم.
در فصل دوم، براى تعريف مفهوم روشنفكرى از ديدگاه رهبر انقلاب به بيان ويژگىها و شاخصههاى روشنفكر سالم و ناسالم پرداخته شده است. شاخصههاى يك روشنفكر سالم عبارتنداز: ١- ضد ارتجاع بودن، ٢- درك عميق مسائل جارى جامعه، ٣- چاره انديشى براى اصلاح جامعه، ٤- مردمى بودن، ٥- هدايت جامعه، ٦- پراكندن دانش و معرفت در جامعه، ٧- تازه نگهداشتن مايههاى علمى و فكرى، ٨- مسؤول بودن، ٩- وفادارى به پايههاى فكرى و اعتقادى، ١٠- داشتن نگاه آزاد به مسائل فرهنگى عالم، ١١- نهراسيدن از سختىها و دشمنشناسى. مهمترين ويژگىها و شاخصههاى روشنفكرى بيمار هم وابستگى به غرب و شرق و جدايى از دين و مذهب است.
در فصل سوم، وضعيت روشنفكرى در ايران طبق بيانات مقام معظم رهبرى، در چهار برهه بررسى شده است: ١- دوره روشنفكرى اسلامى بومى، ٢- دوره روشنفكرى بيمار، ٣- دوره روشنفكرى الهى - حقيقى، ٤- دوره روشنفكرى مرتجع يا ارتجاع روشنفكرى.
در فصل چهارم، از ديدگاههاى رهبرى در مورد چگونگى اصلاح و بهبود اوضاع روشنفكرى در ايران بحث شده است.
عنوان: حاكميت و قداست در انديشه سياسى اسلام
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر حميد پارسانيا
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر منصور ميراحمدى
دانشجو: عصمت زارعى
مقطع: كارشناسى
اين پژوهش در پاسخ به اين سؤال كه چه رابطهاى ميان حاكميت و قداست در انديشه سياسى اسلام وجود دارد، اين فرضيه را مطرح كرده است كه با توجه به مبناى مشروعيت الهى حكومت دينى، رابطه مستقيم ميان حاكميت و قداست برقرار مىگردد، اما اين امر به مفهوم نقد ناپذيرى حاكميت در سطوح مختلف آن نيست. در اين راستا با بررسى مفاهيم اصلى پژوهش (قداست - حاكميت) به مبانى انديشه سياسى اسلام پرداختيم و آن را در سه بعد هستىشناسى، انسانشناسى و معرفتشناسى بررسى كرديم و ديديم كه هستىشناسى اسلامى با محوريت اللّه و تأكيد بر آموزههاى
دينى كه تمام ابعاد زندگى را تحت پوشش قرار مىدهند با نوعى از انسانشناسى ارتباط پيدا مىكند كه با انسان مسخ شده نيچه يا انسان گناهكار كاتوليكها متفاوت است؛ او در پى دستيابى به بهشتى است كه از آن هبوط شده و در عين حال مىتواند محور تعقل و انفعالات هستى قرار بگيرد و بر نوعى از معرفت دست يابد كه محوريت حق را فراموش نمىكند؛ البته براى رسيدن به آن مىتواند از ابزارهاى متفاوت و نه متناقض بهره جويد.
در ادامه پژوهش به بررسى مفهوم مشروعيت و جايگاه آن در حكومت دينى پرداختيم و آن را در قالب نظريه ولايت فقيه بيان كرديم. آنچه مسلم است اين كه حكومت دينى نمىتواند مشروعيت خود را جز بر پايه نصب الهى قرار دهد؛ بنابراين اين مقوله با پيوند خود با وحى به نوعى پيوند آسمان و زمين را حفظ مىكند.
سرانجام اين كه هيچ دليلى نمىتواند نقد پذيرى حكومت دينى را ناديده بگيرد. نقد جايگاه والايى در حكومت دينى پيدا مىكند تا آن جا كه خود نيز مقدس مىشود و با تأكيدات فراوان مورد سفارش قرار مىگيرد و همه سطوح حكومتى از رهبران تا جزء جزء نهادها و افراد را در بر مىگيرد.
عنوان: نخبگان سياسى در قرآن كريم
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر منصور ميراحمدى
استاد مشاور: دكتر عليرضا صدرا
دانشجو: اعظم مجيدىنژاد
مقطع: كارشناسى
مهمترين ويژگىهاى گروه نخبگان سياسى از ديدگاه قرآن كريم كدامند؟ مؤلفههاى روانشناختى و مؤلفههاى ساختارى، ويژگىهاى نخبگان سياسى از نظر قرآن كريم را تشكيل مىدهند. چارچوب نظرى كه براى بررسى اين پژوهش انتخاب شده، تئورى رياست مدينه فارابى است. فارابى در اين تئورى به تبيين و توضيح رأس هرم قدرت سياسى مىپردازد و در نتيجه اوصاف و ويژگىهايى را براى رياست مدينه ذكر مىكند. او اين ويژگىها را در دو دسته كلى ويژگىهاى روان شناختى و ويژگىهاى ساختارى ذكر مىكند.
در اين پژوهش، با استفاده از اين چارچوب نظرى، ابتدا مفهوم نخبگان سياسى را از نظر قرآن كريم تعريف كرديم. گروه نخبگان سياسى در قرآن شامل انسانهايى مىشود كه الگو و پيشواى انسانهاى ديگرند و اجراى امور سياسى و اجتماعى انسانهاى ديگر را بر عهده دارند و مسؤول هدايت آنها هستند كه با توجه به مسيرى كه براى هدايت يا ضلالت انتخاب مىكنند، به دو دسته رهبران الهى و رهبران غير الهى تقسيم مىشوند. اين رهبران دوگانه داراى ويژگىهايى هستند كه آنها را از ديگران متمايز مىكند.
قرآن اين ويژگىها را بر مىشمرد و به دو دسته تقسيم مىكند: ويژگىهاى روان شناختى كه ويژگىهاى درونى و مشترك و ويژگىهاى اكتسابى بين رهبران الهى از يك سو و رهبران غير الهى از سوى ديگر است و ويژگىهاى ساختارى كه توانمندىهاى مديريتى و مربوط به ماهيت نظامهاى سياسى و شؤون سياسى و اقتصادى و نظامى است.
عنوان: حكومت جهانى حضرت مهدى(عج) و جهانى شدن
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر غلامرضا بهروزلك
استاد مشاور: دكتر سيد عبدالقيوم سجادى
دانشجو: شهريار نجفپور
مقطع: كارشناسى
به دليل اهميت جهانى شدن و تأثير آن بر تمامى عرصهها و ابعاد حيات اجتماعى و همچنين ايجاد ظرفيتها و فرصتهاى جديد براى دين و ارتباط آن با انديشه حكومت جهانى اسلام و آرمان واقعى شيعه، اين پژوهش با در نظر گرفتن اهميت فوق به طرح اين سؤال پرداخته است كه چه نسبتى بين حكومت حضرت مهدى (عج) و جهانى شدن وجود دارد؟ در پاسخ به اين پرسش، جهانى شدن به عنوان ظرف و تحول تاريخى، زمينه ساز و ايجاد كننده ظرفيتها و فرصتهاى لازم براى تحقق حكومت جهانى حضرت مهدى(عج) به عنوان فرضيه پژوهش بيان شده است. براى آزمون فرضيه در فصل اول ابتدا به تعريف مفاهيم اصلى فرضيه يعنى «جهانى شدن» و «حكومت جهانى حضرت مهدى(عج)» پرداخته و سپس به تجزيه و تحليل چارچوب و الگوى تحليلى آيةالله مكارم شيرازى كه جهانى شدن را موجب فراهم آمدن زمينهها و آمادگىهاى لازم براى تحقق حكومت جهانى حضرت مهدى(عج) قرار داده، پرداختهايم.
در فصل دوم، براى تبيين ماهيت و چيستى حكومت جهانى حضرت مهدى(عج)، ابتدا مدينه فاضله بشرى و تمدنهاى جهانى در طول تاريخ مورد بررسى قرار گرفته و سپس مدينه فاضله موعود اسلام در عصر حكومت جهانى حضرت مهدى(عج) و همچنين ويژگىهاى اين حكومت بيان شده است. در فصل سوم براى بررسى ديدگاهها و قرائتهاى جهانى شدن، ابتدا تعريف جهانى شدن از ديدگاه يان آرت شولت كه در پنج تعريف بيان مىكند، اشاره شده است و بعداً به ديدگاهها و نگرشهاى متداول در مورد جهانى شدن به عنوان «فرآيند يا پروسه، پروژه، پديده» پرداخت شده است. همچنين ديدگاه نظريه پردازان نئوماركسيست در مورد جهانى شدن بيان شده و سپس از جهانى شدن به مثابه مدرنيسم و پسامدرنيسم بحث شده است. در نهايت جهانى شدن به مثابه ظرف تحول تاريخى كه براى اثبات فرضيه از آن استفاده مىشود بررسى گرديده است. در فصل چهارم جهانى شدن و زمينههاى تحقق حكومت جهانى حضرت مهدى(عج) بيان شده كه در اين فصل ابتدا به بررسى نسبتهاى حكومت جهانى حضرت مهدى(عج) با جهانى شدن پرداخته شده و سپس در ادامه ابعاد جهان شمولى حكومت جهانى حضرت مهدى(عج) توضيح داده شده است.
در پايان با بيان جهانى شدن به عنوان فرآيند رشد و گسترش ابزارهاى تكنولوژى ارتباطى و عمدتاً ويژگى سختافزارى و ابزارى كه با محتوا و نرمافزار خود، كه مصداق بارز آن حكومت جهانى حضرت مهدى(عج) مىباشد، به نتيجهگيرى و اثبات فرضيه تحقيق پرداخته شده است.
عنوان: علل ناكارآمدى سازمان كنفرانس اسلامى در حل بحرانهاى جهان اسلام پس از دهه٨٠
استاد راهنما: دكتر سيد عبدالقيوم سجادى
استاد مشاور: دكتر محمد ستوده آرانى
دانشجو: اعظم دهقانى
مقطع: كارشناسى
در اين پژوهش، علل ناكارآيى سازمان كنفرانس اسلامى از قبيل فقدان هماهنگى داخلى، وابستگىهاى مختلف اكثر كشورهاى عضو سازمان و فقدان سازوكار مؤثر در وادار كردن كشورها جهت اجراى قطعنامههاى خود مورد بررسى قرار گرفته است. پژوهش حاضر در چهار فصل سامان يافته است:
در فصل اول، نظريات مربوط به عملكرد سازمانهاى بينالمللى به صورت چارچوب نظرى مطرح و با توجه به اين نظريات، در فصول بعد سعى شده است كه عملكرد سازمان كنفرانس اسلامى مورد ارزيابى قرار گيرد.
فصل دوم، از اهداف، ساختار و كار ويژههاى سازمان كنفرانس اسلامى بحث كرده و به اهدافى چون صلح و امنيت بينالمللى، تفاهم و همكارى بينالمللى و ترويج همبستگى اسلامى اشاره كرده است.
در فصل سوم، عملكرد سازمان به طور جداگانه در مقابل بحرانهاى ايجاد شده در جهان اسلام، همچون بحران عراق، مسأله فلسطين و مسأله ايران و عراق مورد مطالعه قرار مىگيرد و تلاش مىشود تا اقدامات و تلاشهاى صورت گرفته اين سازمان در حل بحرانهاى جهان اسلام مورد ارزيابى و بررسى قرار گيرد.
فصل چهارم، به علل ناكارآيى سازمان مىپردازد كه در اين راستا با توجه به فرضيه پژوهش، به دو دسته عوامل داخلى و خارجى اشاره مىشود كه هريك در ناكارآيى سازمان نقش مؤثرى داشته است. در بحث از علل داخلى به مهمترين عوامل از جمله عوامل سياسى، اقتصادى، فرهنگى، ساختارى، اشاره مىشود و در بحث علل خارجى نيز بر نفوذ قدرتهاى بزرگ در ميان كشورهاى عضو تأكيد شده است.
در ضميمه، درباره رابطه جمهورى اسلامى ايران و سازمان بحث شده و عمدتاً به نقش ايران در سازمان در دورههاى مختلف همچون دوره پيروزى انقلاب تا جنگ، دوره جنگ و دوره پس از جنگ تا زمان رياست جمهورى آقاى خاتمى پرداخته شده است و در اين راستا، دستاوردهاى اجلاس تهران نيز مورد ارزيابى گرفته است.
عنوان: جايگاه دين در توسعه سياسى
استاد راهنما: دكتر شجاع احمدوند
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر سيد على ميرموسوى
دانشجو: حسين بختيارى عجب شير
مقطع: كارشناسى
نظام سياسى در اسلام تفاوت عمدهاى با ديگر نظامهاى سياسى دارد. پايه و اساس آن بر اقتدار معنوى استوار مىباشد و در آن اراده فرد فعال مايشاء نيست و قانون حاكم است و مردم نيز در هر موردى كه برخلاف قانون الهى نباشد مىتوانند نظر داشته باشند و قانون وضع كنند و در صحنههاى مختلف به رقابت فكرى در جهت نحوه اداره كشور و امور آن بپردازند.
تربيت سياسى در اين نظام مردم را به گونهاى بار مىآورد كه در همه اعمال و اركان نظام نظارت داشته و حتى انتقاد از حاكم را حقّ خود بدانند، و بدين سان هم ملّت و هم مسؤولان در مقابل هم بايد پاسخگو باشند. مردم در اكثر عرصههاى حكومتى نقش اصلى را ايفا مىكنند. به وجود آوردن حس مسؤوليت در جهت حفظ نظام و حمايت از حاكميتى كه در امتداد حاكميت الهى است در سايه تعقل و تجربه از مميزههاى اقتدار نظام اسلامى است.
عنوان: نقش كنفرانس اسلامى در تحولات جهان اسلام با تأكيد بر دو دهه اخير «١٣٨٠-١٣٦٠»
استاد راهنما: دكتر محمد ستوده آرانى
استاد مشاور: دكتر سيد عبدالقيوم سجادى
دانشجو: مهدى برزگر
مقطع: كارشناسى
پژوهش حاضر در پاسخ به اين سؤال نوشته شده كه نقش سازمان كنفرانس اسلامى در تحولات جهان اسلام به ويژه در دو دهه گذشته چيست؟ آيا اين سازمان توانسته است به عنوان سازمانى منطقهاى نقش مؤثر و تعيين كنندهاى را در جهان اسلام ايفا كند؟
رساله در راستاى آزمون فرضيه اصلى در سه فصل سازماندهى گرديده است: در فصل اول، ابتدا به سابقه تشكيل سازمان كنفرانس اسلامى پرداخته شد. همچنين اهداف، اصول و اركان سازمان مورد بررسى قرار گرفت. در فصل دوم، عملكرد سازمان كنفرانس اسلامى در جهان اسلام در دو قسمت بررسى شد: ابتدا عملكرد سازمان در ابعاد سياسى، اقتصادى و فرهنگى بيان گرديد، سپس عملكرد سازمان و بحرانهاى جهان اسلام مانند بحران فلسطين، جنگ تحميلى عراق عليه ايران، بحران جامو و كشمير، بحران افغانستان و بوسنى و هرزگوين بررسى شد. در اين فصل مشخص گرديد كه نقش سازمان كنفرانس اسلامى بيشتر به صورت سياست اعلامى بوده و كمتر نقش تعيين كننده در تحولات فوق داشته است. در فصل سوم موانع ايفاى نقش سازمان كنفرانس اسلامى در زمينههاى سياسى، اقتصادى و فرهنگى مطالعه شد و سپس راهكارهاى افزايش نقش سازمان در تحولات جهان اسلام بيان گرديد.
عنوان: سير تحول مفهوم صدور انقلاب اسلامى
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر منصور ميراحمدى
استاد مشاور: عبدالوهاب فراتى
دانشجو: جواد بهجتى اردكانى
مقطع: كارشناسى
پژوهش حاضر با مطرح كردن اين سؤال كه تحولات مفهومى صدور انقلاب طى سالهاى ١٣٥٦ تا ١٣٨٢ چگونه بوده است، مىكوشد تا با بررسى مراحل مختلف پس از انقلاب به اين پرسش، پاسخ دهد. مفهوم صدور انقلاب به عنوان يك اصل كلى براى تمامى انقلابها و نيز به عنوان يك موضوع حساس و مهم كه از لحظه ورود حضرت امام به پاريس و اوجگيرى نهضت مقدس مردم ايران در كانون توجهات جامعه جهانى قرار گرفت، همواره مورد توجه و بحث بوده است. در فصل اول ضمن پرداختن به كليات و مبانى فكرى و اسلامى اين مقوله، مشخص مىگردد كه مفهوم صدور انقلاب به عنوان يك ارزش و آرمان در انقلاب و اسلام، مطرح بوده و مورد توجه است.
سپس در فصل دوم با بيان انديشههايى راجع به صدور انقلاب روشن مىگردد كه اين موضوع به عنوان يك ديدگاه، همواره مورد توجه سياست گذاران و دولتمردان بوده است.
پس از اين كه اين مفهوم در ذهن و انديشه سياست مداران شكل مىگيرد، در قانون اساسى، تجلى پيدا كرده و نهايتاً در دستور كار سياست مداران، خصوصاً سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران قرار مىگيرد كه پس از پرداختن به دورههاى بعد از انقلاب و چگونگى عملكرد سياست مداران در قبال اين مسأله، به اين نتيجه مىانجامد كه مفهوم صدور انقلاب از مفهوم صدور فرهنگ و ارزشهاى انقلاب به خارج از كشور در اوايل انقلاب، تحول پيدا كرده و اينك فقط به عنوان يك ارزش مطلق انقلابى و آرمان گرايانه مطرح است.
عنوان: نوگرايى دينى در انديشه سياسى شهيد مطهرى
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر منصور ميراحمدى
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر نجف لكزايى
دانشجو: سيد محمدرضا محمود پناهى
مقطع: كارشناسى
پژوهش حاضر به روش توصيفى - تحليلى سعى كرده نوگرايى دينى در انديشه سياسى شهيد مطهرى را مورد بررسى قرار دهد.
نتايج مهمى كه از اين پژوهش به دست آمده عبارت است از:
١- مهمترين شاخصهاى نوگرايى دينى در انديشه سياسى شهيد مطهرى علمگرايى، عقلگرايى، مردمگرايى و استقلالطلبى است؛
٢- علم و دانش از ديدگاه استاد مطهرى با دين اسلام هماهنگ و هم جهت است و اسلام كسب علم و دانش را بر مسلمانان فرض و واجب مىداند؛
٣- تعقل و تفكر از نگاه استاد مطهرى با شريعت اسلام مشكلى ندارد و اسلام عقل را پيامبر درونى هر انسانى مىداند و عقلگرايى را نشانه هدايت يافتگى معرفى مىكند؛
٤- از ديدگاه استاد مطهرى در اسلام حكومت جمهور مردم مورد تأييد بوده، و استبداد با اهداف عدالت خواه اسلام در تضاد است و همچنين در اسلام هر امرى كه به سلطه استعمار بينجامد، غير مشروع و كسب استقلال مسؤوليت آحاد مسلمانان است.
در مورد دستاوردهاى اين پژوهش بايد متذكر شد كه بايد از شاخصهاى نوگرايى دينى در انديشه استاد مطهرى براى اصلاح نگاه خود به دين استفاده كنيم و به نوگرايى دينى مورد نظر استاد مطهرى به عنوان راهكارى اساسى و بنيادين در جهت خروج جوامع اسلامى از ضعف و انحطاط توجه كنيم. لذا نوگرايى دينى مورد نظر استاد مطهرى با شاخصهاى خاصى كه در اين پژوهش به آنها پرداخته شده است مىتواند زندگى ما را در سطح فردى، اجتماعى و بينالمللى به سوى پيشرفت، توسعه و رشد متحول كند.
عنوان: فرهنگ و توسعه در ايران معاصر (با تأكيد بر نقش دين)
استاد راهنما: دكتر احمد موثقى
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر داود فيرحى
دانشجو: طاهره عابدى
مقطع: كارشناسى
هدف از اين پژوهش، پاسخ به اين سؤال است كه ديدگاههاى نخبگان فكرى و روشنفكران، در خصوص توسعه از مشروطه تا كنون چيست و آموزهاى دينى چه تناسبى با توسعه داشته است؟ در اين راستا با استفاده از تئورىهاى مطرح شده در مورد ارتباط فرهنگ و توسعه كه به خصوص پس از جنگ جهانى دوم ارائه شده است، به مطالعه تاريخ معاصر ايران پرداختهايم. از آن جا كه ديدگاههاى روشنفكران و نخبگان فكرى (به عنوان مبشران فرهنگى) دست كم به اندازه ساير گروههاى فرهنگى بر تحولات سياسى - اجتماعى معاصر ايران اثر گذار بودهاند، بيشتر بر آنها تأكيد كردهايم و با اين ديد، تاريخ معاصر ايران را به دو دوره قبل از سال ١٣٤٠ ش / ١٩٦٠ م و بعد از سال ١٣٤٠ ش / ١٩٦٠ م تقسيم كردهايم.
انقلاب مشروطيت نمايانگر نخستين مواجهه مستقيم بين فرهنگ سنتى و غرب در ايران بود. اكثر روشنفكران دروه مشروطه داراى گرايشهاى ليبرالى، غير دينى و راديكال بودند و در عمل تحت تأثير ارزشهاى بيگانه قرار داشتند؛ آنها اگرچه بر مؤلفههاى مقوم توسعه تأكيد مىكردند، ولى به آموزههاى دينى توجه نكرده و به نفى دين و سنت مىپرداختند. اما بعد از سال ١٣٤٠ ش / ١٩٦٠ م روشنفكران دينى سعى داشتند بين سنت و مدرنيته پيوند برقرار كنند و فرهنگ ايرانيان را در جهت توسعه شكل دهند و در برابر غربگرايى، به بازگشت به هويت فرهنگى ايران دعوت كردند.
البته اينها نيز نتوانستند با اجماع بر مؤلفههاى فرهنگى و دينى به نحوى پايدار در توسعه تأثير گذار باشند. بنابراين در درجه اول بايد فرهنگ خودى را شناخت و الگوهاى توسعه را بر آن پايه تدوين و اجرا كرد. با پيوند سنت و مدرنيته و ارائه قرائتى اسلامى و ايرانى از مدرنيته مىتوان به الگوى مناسبى از توسعه دست كم در بعد فرهنگى دست يافت تا زمينه ساز توسعه در ابعاد ديگر باشد.
عنوان: حكم حكومتى از ديدگاه فقهاى معاصر شيعه
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر نجف لكزايى
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر سيدمحمدتقى آلغفور
دانشجو: زينب تشكرى صالح
مقطع: كارشناسى
با توجه به اهميت و جايگاه بحث «حكم حكومتى» در فقه، پژوهش حاضر تلاش مىكند تا ديدگاه فقهاى معاصر شيعه را در اين زمينه تجزيه و تحليل كند و با بررسى نقاط اشتراك و افتراق ديدگاهها، به تبيين و تعميق بيشتر اين بحث بپردازد. در اين راستا اين سؤال اصلى مطرح شده كه: «ديدگاه فقهاى معاصر شيعه درباره حكم حكومتى چيست؟ و با توجه به مبانى، نقاط اشتراك و افتراق ديدگاه آنها كدام است»؟ در پاسخ به اين سؤال، فرضيهاى كه مطرح شده اين است كه «ديدگاه فقهاى معاصر شيعه درباره حكم حكومتى در دو حوزه مفهومى (چيستى) و دايره شمول متفاوت است و مجموع ديدگاهها ضمن اشتراك درباره عصر معصومعليه السلام، در مورد عصر غيبت، دچار تفاوتهاى اساسى است. و با توجه به ديدگاه فقها درباره ولايت فقيه، نوع نگاهشان به مسأله حكم حكومتى متفاوت است».
در اين پژوهش ديدگاههاى مختلف درباره حكم حكومتى از دو جنبه مورد بررسى قرار مىگيرند: يكى از جهت ماهيت حكم حكومتى، كه آيا جزو احكام اوليه است يا ثانويه يا اين كه جزو هيچ يك از اين دو دسته احكام قرار نمىگيرد. ديگرى از جهت دايره شمول آن است، يعنى چه كسانى و در چه محدودهاى مىتوانند حكم حكومتى صادر كنند؟
عنوان: زمينههاى همگرايى و واگرايى در سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران و عربستان سعودى
استاد راهنما: دكتر محمد ستوده
استاد مشاور: دكتر سيد عبدالقيوم سجادى
دانشجو: مهدى تال
مقطع: كارشناسى
جمهورى اسلامى ايران و عربستان سعودى به عنوان دو قدرت بزرگ منطقهاى و داراى موقعيت ژئوپليتيك از زمينهها و شرايط مناسبى براى همگرايى در سياست خارجى خود به منظور تأمين منافع مشترك خود و جهان اسلام برخوردارند. در عين حال در خلال ٢٥ سال گذشته همواره زمينهها و عواملى باعث واگرايى و تشديد تعارض منافع دو كشور گرديده است. در اين پژوهش با استفاده از نظريههاى همگرايى و واگرايى، تلاش شده تا زمينههاى همگرايى و واگرايى ميان دو كشور در فرايندى تاريخى بررسى شود. بر اين اساس در فصل دوم سابقه و تحولات تاريخى روابط ايران و عربستان سعودى در دو مقطع قبل و بعد از انقلاب اسلامى بررسى شد و نشان داده شد كه موضعگيرىها و سطوح روابط دو جانبه با انقلاب اسلامى دچار تحول اساسى گشت. در فصل سوم مهمترين زمينههاى واگرايى ميان دو كشور تحت تأثير انقلاب اسلامى و صدور آن بررسى شد و بيان گرديد كه وقوع انقلاب اسلامى موقعيت منطقهاى ايران و عربستان سعودى را تغيير داد و عربستان سعودى سياست صبر و انتظار را در پيش گرفت و سرانجام به دليل سرايت انقلاب اسلامى به كشورهاى اسلامى منطقه و بروز جنگ ايران و عراق، روابط دو كشور تيره شد و اين تيرگى روابط تا پايان جنگ ادامه يافت. همچنين در اين فصل مسأله حضور قدرتهاى خارجى به ويژه آمريكا در خليج فارس و مخالفت ايران با آن و بعلاوه مسأله حج و ديدگاههاى متناقض طرفين در مورد آن و همچنين مسأله اعراب و اسرائيل و صلح خاورميانه مورد بررسى قرار گرفت. در فصل چهارم مهمترين زمينههاى همگرايى ميان دو كشور بررسى شد. در اين قسمت پايان جنگ ايران و عراق و سياست تنش زدايى در سياست خارجى ايران بيان گرديد؛ وضعيتى كه زمينه و شرايط لازم براى بررسى تقويت همگرايى در سياست خارجى طرفين را فراهم ساخت. از سوى ديگر نيازهاى مشترك اقتصادى و امنيتى و همكارىهاى نفتى طرفين مورد بررسى قرار گرفت و در پايان محور همكارىهاى سياسى - امنيتى ايران و عربستان سعودى در دو مقطع قبل از حادثه يازده سپتامبر و پس از آن بيان گرديد و مشخص شد كه وضعيت جديد مىتواند بستر مناسبى براى بررسى و تقويت همگرايى و همكارى ميان ايران و عربستان سعودى به منظور برقرارى ثبات و امنيت در روابط دو جانبه و منطقهاى گردد. در مجموع با توجه به سياست طرفين مشخص شد كه دو كشور متعاقب پايان جنگ ايران و عراق و تقويت روند اعتماد سازى و تنش زدايى، زمينههاى واگرايى را كاهش و زمينه و شرايط را براى تقويت همگرايى در ابعاد مختلف سياسى، امنيتى، اقتصادى و فرهنگى ايجاد كردهاند.
عنوان: شاخصههاى توسعه يافتگى سياسى - فرهنگى در قرآن (با تأكيد بر تفسير نمونه)
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر منصور ميراحمدى
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر سيدمحمدرضا شريعتمدار
دانشجو: نفيسه رجبزاده تشكرى
مقطع: كارشناسى
پژهش حاضر، با هدف بررسى ديدگاه قرآن در باب شاخصههاى توسعه يافتگى سياسى - فرهنگى، اين پرسش را مطرح مىسازد كه از نظر قرآن، مهمترين شاخصههاى توسعه يافتگى سياسى - فرهنگى چيست؟ در پى پرسش فوق، اين فرضيه ارائه شده كه از نظر قرآن، مهمترين شاخصههاى توسعه يافتگى سياسى - فرهنگى، عقلانيت سياسى و مشاركت سياسى فعال است.
جهت بررسى فرضيه مذكور، پژوهش در يك مقدمه و سه فصل تدوين شده است. در مقدمه، طرح تحقيق و در فصل اول مفاهيم توسعه سياسى و فرهنگ سياسى و نيز چارچوب نظرى بحث كه حول محور فرهنگ سياسى از نظر آلموند و وربا مىباشد، بيان شده است؛ در فصل دوم، به بررسى عقلانيت سياسى در قرآن پرداخته شده كه بحث عقلانيت در سه سطح عقلانيت معرفتى، عقلانيت ارزشى و عقلانيت ابزارى مطرح مىشود. در فصل سوم، مشاركت سياسى در قرآن، در قالب نظارتها و حمايتها بررسى گرديده و در بحث نظارتها، مسئله شورا و امر به معروف و نهى از منكر بيان شده و در بحث حمايتها، بيعت، جهاد در راه خدا و هجرت مطرح گرديده است.
در نهايت با توجه به فرهنگ سياسى آلموند و استناد به آيات قرآن و منابع متعدد ديگر اين نتيجه به دست مىآيد كه عقلانيت سياسى و مشاركت سياسى فعال، به عنوان مهمترين شاخصههاى توسعه يافتگى سياسى - فرهنگى در قرآن هستند.
عنوان: بررسى نگرش گروههاى سياسى ايران به انديشههاى سياسى امام خمينىرحمهم الله
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر غلامرضا بهروزلك
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر نجف لكزايى
دانشجو: محمدرضا رنجبر
مقطع: كارشناسى
پژوهش حاضر درصدد بررسى نوع نگرش گروه عمده سياسى ايران با تأكيد بر جامعه روحانيت مبارز و مجمع روحانيون مبارز به انديشههاى سياسى حضرت امام خمينىرحمهم الله است. در اين راستا اين سؤال مطرح شده كه نوع نگرش گروههاى عمده سياسى ايران، بالاخص دو تشكل جامعه روحانيت مبارز و مجمع روحانيون مبارز در مورد انديشههاى سياسى امام خمينى چيست؟ در پاسخ اين فرضيه به آزمون گذاشته شده كه برخى از جريانات عمده سياسى ايران با محوريت قرار دادن عنصر اسلاميت بر نقش ولى فقيه تأكيد داشته و برخى ديگر عنصر جمهوريت را در انديشه امام برجسته ساخته و بر نقش مردم تأكيد داشتهاند.
بر اين اساس سعى شده است كه ابتدا در فصل اول به توضيح گفتمان، به عنوان چارچوب نظرى، پرداخته شود و سپس انديشههاى حضرت امام در اين قالب مورد بررسى قرار گيرد. در گفتمان امام خمينى آنچه اهميت دارد حكومت اسلامى يا ولايت فقيه است. فصل دوم در مورد جريانشناسى سياسى در ايران پس از امام خمينى مىباشد. در اين فصل ابتدا به شاخصهاى كلى طبقه بندى گروههاى سياسى پرداخته شده، پس از آن به بررسى جريانات سياسى ايران امروز و طبقه بندى آن و سپس جريانات وفادار به امام خمينى و در نهايت به مؤلفههاى گفتمان امام خمينىرحمهم الله پرداخته شده است. فصل سوم در مورد تاريخچه شكلگيرى و تحولات درونى تشكل جامعه روحانيت مبارز و نيز نوع نگرش آنها و تشكلهاى همسو به انديشههاى امام خمينى است. در فصل چهارم نيز تاريخچه شكلگيرى و نوع نگرش تشكل مجمع روحانيون مبارز و تشكلهاى همسو به انديشههاى امام خمينى بررسى شده است.
عنوان: امام خمينىرحمهم الله و انقلاب سفيد
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر نجف لكزايى
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر محمود شفيعى
دانشجو: حميدرضا اسدى
مقطع: كارشناسى
پاسخ به اين پرسش كه «چرا امام خمينىرحمهم الله با انقلاب سفيد مخالفت كرده است» دغدغه اصلى اين رساله است. فرضيه رساله اين است كه مجموعهاى از عوامل فكرى و عينى باعث مخالفت امامرحمهم الله با انقلاب سفيد شده است. براى پاسخگويى به سؤال اصلى و آزمون فرضيه، پاياننامه در سه فصل تنظيم شد.
در فصل نخست، زمينههاى داخلى و خارجى و مراحل انقلاب سفيد مورد بررسى قرار گرفت. مطالب اين فصل ذيل سه عنوان كلى آمده است: اول با عنوان «زمينههاى خارجى انقلاب سفيد» كه به سد نفوذ كمونيسم، دكترين كندى، گسترش بازار مصرف كالاهاى آمريكايى و تحكيم سلطه پرداخته شده است؛ دوم با عنوان «زمينههاى داخلى انقلاب سفيد» به دو موضوع كاهش قدرت ملاكين بزرگ و ايجاد طبقه جديد حامى رژيم و همچنين تحكيم و تقويت قدرت شاه و دربار و سركوب مخالفان اشاره شده است؛ سوم با عنوان «مراحل انقلاب سفيد» ابتدا به بحث اصلاحات ارضى و سپس لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى كه از حيث زمانى قبل از انقلاب سفيد رخ دادند، اشاره شده و در نهايت بحث انقلاب سفيد مطرح شده است كه در برگيرنده اصلاحات ارضى و لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى بود.
در فصل دوم، دلايل ذهنى و فكرى و عوامل عينى مخالفت امامرحمهم اللهبا انقلاب سفيد بحث شده است مطالب اين فصل ذيل دو عنوان كلى آمده است: در عنوان اول، انديشههاى سياسى امامرحمهم الله مطرح و مورد بحث قرار گرفته است. وى براساس اصل توحيد و نفى طاغوت، سلطه شاهان را سلطه طاغوت دانسته و اطاعت از آنان را نفى مىكند و با نفى سلطه آنان به استعمار ستيزى مىپردازد. عنوان دوم، عوامل عينى مخالفت امامرحمهم الله با انقلاب سفيد است، كه از دو منظر مورد بحث قرار گرفت. ابتدا، شرايط عينى مخالفت امامرحمهم الله مثل دكترين كندى و فشار آمريكا به شاه براى انجام اصلاحات، مخالفت آيةاللّه بروجردى با اصلاحات ارضى، رحلت آيةاللّه بروجردى و آيةاللّه كاشانى و تلاش رژيم براى انتقال مرجعيت از قم به نجف، طرح لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى و شناسايى مخالفان بيان شده و سپس مخالتهاى امامرحمهم الله با اصلاحات ارضى، لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى و انقلاب سفيد و موضعگيرى ايشان در مقابل آن بيان شده است.
در فصل سوم، نتايج و پيامدهاى انقلاب سفيد مورد بحث قرار گرفت. مطالب اين فصل ذيل سه عنوان آمده است: ١- نتايج و پيامدهاى اقتصادى انقلاب سفيد كه بيشتر متأثر از مواد اصلاحات انقلاب سفيد است؛ ٢- نتايج و پيامدهاى اجتماعى و فرهنگى انقلاب سفيد؛ ٣- نتايج و پيامدهاى سياسى انقلاب سفيد كه مهمترين آن قيام ١٥ خرداد ١٣٤٢ مىباشد.
عنوان: دولت دينى پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر منصور ميراحمدى
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر نجف لكزايى
دانشجو: محمد فاريابى
مقطع: كارشناسى
حكومت ضرورت اوليه زندگى اجتماعى بشر است كه همواره وجود داشته است و دين مجموعه مقررات و برنامههاى سعادت انسان است كه حكايت از اراده تشريعى خداوند دارد. حكومت دينى يعنى حكومتى كه قوانينش را از دين اخذ كرده و مشروعيت حاكمانش به نصب الهى است. در اين پژوهش اين سؤال مطرح مىشود كه معيارهاى دينى بودن دولت پيامبر چيست؟
در فصل اول به مبانى مشروعيت دولت پيامبر پرداخته شده است. همچنين به چگونگى رفتار سياسى حضرت در حكومت دينى در همين فصل اشاره شده است. پس از آن موضوع الهى بودن حكومت و ولايت تشريعى آن حضرت كه جنبه عموميت دارد آمده است. در فصل بعدى كه شامل سه بخش است، نياز جامعه به قانون، و انواع آن، و كاملترين قانون بيان شده و پس از آن در مورد قانون اساسى دولت پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم بحث شده است. در بخش بعدى منابع انسانى پيامبر ذكر گرديده است كه حضرت در تأمين نيروهاى دولت خود به چه گروههايى نظر داشته و چه گروههايى در حكومتش جايگاهى ندارند. در بخش آخر به ديپلماسى در دولت پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم پرداختيم.